تبليغاتX
CNBlue
.:: امکانات سایت ::.

.:: لینک دوستان ::.

* طراح قالب سایت و وبلاگ

* کسب درآمد ماهیانه از اینترنت

* فروش ارزان فیلم

* پایگاه تفریحی و سرگرمی

* تبادل لینک اتوماتیک

* فان98 سایت بزرگ تفریحی

* عكس،عكس،عكس،عكس

* روباه (مجتبی)

* دو همسفر

* تنهای تنها

* دختر ناز (شیما)

* بچه ها بیایین گپ بزنیم

* تک مکانیک قلبهای تصادفی

* محبت

* شهر عشق

* تنهای تنها

* مظلومانه ترین سکوت فریاد کن

* تنهاتر از تنهایی

* گلاله

* شقایق گل همیشه عاشق

* عکسا و اس ام اس های ناب

* Saba

* عکسهای گرافیکی و بکر

* بهترین تفریحات اینترنتی

* دیدار عشق

* همه چیز درباره ی کامپیوتر

* شرکت سرمایه گذاری دنیا

* ترفند خفن ، نرم افزار توپ ، هک

* لینك باكس هوشمند تاپ كلیك

* ::: استقلال قهرمان :::


.:: لینک روزانه ::.

» همه نوع قالب وبلاگ در اینجا

» جنگ دفاع ازادی

» بختک

» تنهایی خیلی سخته (عسل)

» به نام یگانه معلم هستی

» امپراطور دریا و یانگوم جواهری در قصر

» برترین های هالیوود ایران بالیوود

» مصاحبه با هنر مندان

» قالب وبلاگ درخواسنی رایگان

» داش رحیم ( همسفر)


.:: لوگو شما ::.


.:: طراح قالب ::.
طراح قالب : طراحان گلد اسکین
www.GoldSkin.ir


دانلود جدیدترین ها در http://cnblue.blogfa.com .::. این سایت سعی می کند تا جدیدترین ها را در اختیار شما قرار دهد پس شما هم ما را با نظرات گرمتان همراهی کنید

  آخرین مطالب سایت
.:: فروش تکست رپ و پاپ
.:: ابرو گوندش با رضا ضراب ، پسر ايراني ازدواج کرد.......
.::
.:: عكس هاي زيباي سه بعدي
.:: كوچك ترين مرد دنيا
.:: 15 تا نکته کامپیوتر
.:: علت گران بودن بنز نسبت به پراید
.:: همۀ این دخترا در انتظار نازل شدن شوهرن
.:: جدال با مرگ
.:: ازدواج یعنی ...

  ای گل تازه که بویی ز وفا نیست
مرتبط با : ای گل تازه که بویی ز وفا نیست (متن کامل) .:. نویسنده : حمید

 

 

 

 

 

 

 

 

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا ،خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا


رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا  ، التفاتی به اسیران بلا نیست ترا


ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا ، با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

 

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود ، جان من اینهمه بی‌باک نمی‌یابد بود

 

* * *

همچو گل چند به روی همه خندان باشی  ، همره غیر به گلگشت گلستان باشی


هر زمان با دگری دست و گریبان باشی،زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی


جمع با جمع نباشند و پریشان باشی ، یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

 

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد،به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

 

* * *

شب به کاشانه‌ی اغیار نمی‌باید بود ،غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود


همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود ، یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود


تشنه‌ی خون من زار نمی‌باید بود  ، تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

 

من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست ،موجب شهرت بی‌باکی و خودکامی تستچ

 

* * *

 

دیگری جز تو مرا این‌همه آزار نکرد ،جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکردچ


آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد  ، هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد


این ستم‌ها دگری با من بیمار نکرد  ، هیچ‌کس اینهمه آزار من زار نکرد

 

گر ز آزردن من هست غرض مردن من  ، مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

 

* * *

 

جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است  ، بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است


چشم امید به روی تو گشادن غلط است  ، روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است


رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است ، جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

 

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد ، چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

 

* * *

 

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست  ، عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست


از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست ، خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست


از جفای تو بدین سانم و تدبیری نیست ، چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

 

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم ،عاجزم چاره‌ی من چیست چه تدبیر کنم

 

* * *

 

نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است ، گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است


جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است ، ترک زرین کمر موی میان بسیار است


با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است ، نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

 

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند ، قصد آزردن یاران موافق نکند

 

* * *

 

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو ، به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

 

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو ،داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

 

خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو ، از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو

 

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز ، از تو شرمنده یک حرف نبودم هرگز

 

* * *

 

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت ، دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت


گوشه‌ای گیرم و من بعد نیایم سویت ،نکنم بار دگر یاد قد دلجویت


دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت ، سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت

 

بشنو پند و مکن قصد دل‌آزرده‌ی خویش ، ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده‌ی خویش

 

* * *

 

چند صبح آیم و از خاک درت شام روم ، از سر کوی تو خودکام به ناکام روم


سد دعا گویم و آزرده به دشنام روم  ، از پیت آیم و با من نشوی رام روم


دور دور از تو من تیره سرانجام روم  ، نبود زهره که همراه تو یک گام روم

 

کس چرا اینهمه سنگین دل و بدخو باشد ، جان من این روشی نیست که نیکو باشد

 

* * *

 

از چه با من نشوی یار چه می‌پرهیزی ، یار شو با من بیمار چه می‌پرهیزی


چیست مانع ز من زار چه می‌پرهیزی ، بگشا لعل شکر بار چه می‌پرهیزی


حرف زن ای بت خونخوار چه می‌پرهیزی ، نه حدیثی کنی اظهار چه می‌پرهیزی

 

که ترا گفت به ارباب وفا حرف مزن  ، چین بر ابرو زن و یک بار به ما حرف مزن

 

* * *

 

درد من کشته‌ی شمشیر بلا می‌داند ، سوز من سوخته داغ جفا می‌داند


مسکنم ساکن صحرای فنا می‌داند ، همه کس حال من بی سر و پا می‌داند


پاکبازم هم کس طور مرا می‌داند ، عاشقی همچو منت نیست خدا می‌داند

 

چاره‌ی من کن و مگذار که بیچاره شوم ، سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم

 

* * *

 

از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت ، چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت


تا نظر می‌کنی از پیش نظر خواهم رفت ، گر نرفتم ز درت شام ، سحر خواهم رفت


نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت ، نیست بازآمدنم باز اگر خواهم رفت

 

از جفای تو من زار چو رفتم ، رفتم ، لطف کن لطف که این بار چو رفتم ، رفتم

 

* * *

 

چند در کوی تو با خاک برابر باشم ، چند پا مال جفای تو ستمگر باشم


چند پیش تو ، به قدر از همه کمتر باشم ، از تو چند ای بت بدکیش مکدر باشم


می‌روم تا به سجود بت دیگر باشم ، باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

 

 

خود بگو کز تو کشم ناز و تغافل تا کی  ، طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی

 

* * *

 

سبزه دامن نسرین ترا بنده شوم  ، ابتدای خط مشکین ترا بنده شوم


چین بر ابرو زدن و کین ترا بنده شوم  ، گره ابروی پرچین ترا بنده شوم


حرف ناگفتن و تمکین ترا بنده شوم  ، طرز محبوبی و آیین ترا بنده شوم

 

الله ، الله ، ز که این قاعده اندوخته‌ای ، کیست استاد تو اینها ز که آموخته‌ای

 

* * *

 

اینهمه جور که من از پی هم می‌بینم ، زود خود را به سر کوی عدم می‌بینم


دیگران راحت و من اینهمه غم می‌بینم ، همه کس خرم و من درد و الم می‌بینم


لطف بسیار طمع دارم و کم می‌بینم ، هستم آزرده و بسیار ستم می‌بینم

 

خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر ، حرف آزرده درشتانه بود ، خرده مگیر

 

* * *

 

آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم ، از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم


پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم ، همه جا قصه‌ی درد تو روایت نکنم


دیگر این قصه بی حد و نهایت نکنم ،خویش را شهره‌ی هر شهر و ولایت نکنم

 

خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است ، سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است

 

 

 

  زمان ارسال مطلب : جمعه ششم اردیبهشت 1387     ساعت : 1:14

.:. پرش به بالا .:.
CopyRight © 2009-2010 Gold Skin.ir
هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه مدیر ممنوع می باشد