به امید آمدنت
در تمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت تنها به تو می اندیشم به تو که احساس مرا نادیده نخواهی گرفت و مرا قبل از آنکه در مرداب اندوه غرق شوم نجات خواهی داد.
عشق مرا خواهی ستود و در باغ کوچک قلبم گل امید خواهی کاشت.
تنها چیزی که برایم ارزشمند است تو هستی تویی که نمی توانم حتی در خیالم به بی تو بودن حتی برای يك لحظه ی کوتاه فکر کنم .
نمی دانم تا کی باید صبر کنم اما دوباره صبر می کنم .چون عادت کرده ام یاد بگیرم غیر از صبر کردن و تسلی يافتن با خاطرات زیبایت چاره ای ندارم.
نیامدنت قلبم را سخت می فشارد اما به امید آمدنت تا لحظه ی مرگ می مانم.
یا تو خواهی آمد یا در آغوش مرگ تا ابد خواهم خوابید...







